ميرزا حسن حسينى فسايى
946
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
تقاضاى نظام اين شد كه تلخى آيد از حنظل * تمناى قوام اين شد كه زردى آيد از صفرا همه خواهان يك مقصد همه جوياى يك منزل * يكى عارف يكى عامى يكى مؤمن يكى ترسا يكى در گلستان ما عرفنا گشته دستان زن * يكى در دعوى انى انا اللّه شد بلند آوا معلق كرد بىبنيان سپهرى مجمع اركان * مطبق ساخت بىآلت زمينى متصل اجزا نخستين گوهرى كامد ، طفبلش عالم و آدم * نخستين خلقتى كامد ، مراد از آدم و حوا بود ذات شريف شهريار خطه امكان * بود نور وجود شهسوار عرصهء لو لا محمد زبدهء امكان ، حبيب حضرت يزدان * كفيل رزق انس و جان ، وكيل خالق يكتا الا اى باغ ملت را خوش الحان نغمهخوان بلبل * الا اى قاف قدرت را همايون بالزن عنقا عطائى از تو و گيتى همه پرگوهر احمر * حديثى از تو و عالم همه پرلؤلؤ لالا به روزگار مرا روزگار ميمون است * كه روزگارم در سايه همايون است كجاست آنكه مرا گفت عيش ناباب است * كجاست آنكه مرا گفت بخت وارون است كنون سرايان بختم ، كه چهره گلفام است * كنون نوازان چنگم ، كه باده گلگون است فرو شد جام مه آمد برون آئينه بيضا * فلك طى كرد رسم جم گرفت آئين اسكندر رسيد اين مشعل رخشان و شد افسرده صد مشعل * رسيد اين لاله نعمان و شد پژمرده صد عبهر عجب دارم كه نبود بيضهاى را پروبال اما * گرفت اين بيضهء بيضا ، جهان در زير بال و پر بود نيلوفر اندر چشمهء آب و شگفتى بين * كه اكنون چشمه آتش برون آمد ز نيلوفر برآمد پادشاه اختران بر منظر گردون * و يا شد شاه انس و جان پى نظاره بر منظر سپهرش تخت و مهرش تاج و دهرش ملك و جيش انجم * زهى تخت « 1 » و زهى تاج و زهى ملك و زهى لشكر و در تاريخ جلوس اعليحضرت ، شاهنشاه اعظم محمد شاه غازى قاجار فرموده است : محمد شاه را تاريخ دولت * از اين اخراج و ادخال است حاصل چو شد فتح على از تخت خارج * محمد شاه دوم گشت داخل و تاريخى بهتر از اين ، در اين باب نيز فرموده كه در ذيل سال 1250 در گفتار اول از اين كتاب ، نگاشته گرديد و از مآثر او كتاب تاريخ قاجاريه مسمى به تاريخ ذو القرنين است . « 2 » پسر دوم جناب ميرزا عبد النبى است : سيد مرشد و شيخ موحد ، قدوهء اولى النفوس و اسوهء
--> ( 1 ) . در متن : ( بخت ) . ( 2 ) . هدايت در مجمع الفصحا ، ص 182 ، مىنويسد : ( تاليفاتش بسيار است مانند نور الهدايه و شرح سى فصل خواجه نصير و حاشيه بر مدارك و حاشيه بر تفسير قاضى بيضاوى و تذكره دلگشا مشتمل بر نظم و نثر ) . نگارندهء اين حواشى تصحيح تاريخ ذو القرنين را در دست تحرير دارد .